و نو روزی دیگر
باز هم سلام
نمی دانم امروز کدام روز از سال است.
چندمین از هفته یا چندمین از کدام ماه یا چندمین از کدام سال
هنوز عقربه ها به دنگ دنگ می چرخند
هنوز ماهی سرخ در تنگ بلور حباب می سازد
و هنوز سبزه در دستان من است
هنوز نامه ها هستند
هنوز بهانه هست
هنوز نوروز هست
و هنوز فرصت تبریک گفتن هست
و هنوز فرصت مبارک شدن هست
ومن هنوز مسافری را می شناسم که دلش برای همه ی خاطره های نوروزی همه ی فرداها تنگ است
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 22:30 توسط امید
|