دلنوشته های عاشقانه
اندکی آهسته،شایداین فواره از اوج به زیر افتادست
حسرتها
خدا ازم پرسید میخوری یا میبری ؟
گفتم میخورم از کجا باید میدونستم لذتهارو میبرن حسرتها رو میخورن!
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 8:40 توسط امید |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
پیوندها
وبلاگ انلیل
نوشته های عاشقانه
BLOGFA.COM